ادبيات فارسي 1

 

الف) بيان معني شعر و نثر (6 نمره)

بيت‌ها و عبارت هاي زيررا به فارسي روان بنويسيد .

1ـ خانه ها از سينه ي خاك در آمده بودند .

2ـ سه ماه بود كه موي سر باز نكرده بوديم .

3ـ معلم رنگ را نگارين مي ريخت .

4ـ سمك و آتشك نگاه مي داشتند .

5ـ هر آن سر گراني كه من كردم اول       جهان كرد از آن بيشتر سرگراني

6ـ خدا آن ملتي را سروري داد                كه تقديرش به دست خويش بنوشت

7ـ سخن نه بر جايگاه ، اگر چه خوب باشد ، زشت نمايد .

8ـ مرد پارسي دست تنگ بود و وسعتي نداشت كه حال مرا مرمتي كند .

9ـ مرا مشاطه‌ي صبح و زينت بخش و رياحين و ازهار مي نامند .

10ـ چون رايت عشق آن جهان گير          شد چون مه ليلي آسمان گير

11ـ خرامان بشد سوي آب روان             چنان شده باز جويد روان

ب) معني لغت (2 نمره)

معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد .

1ـ بنشاند چو ماه در يكي مهد

2ـ خدايي او راست در خورنده

3ـ غدر نكند و خيانت نينديشد

4ـ مساجد نزديك بود به دار الاماره

5ـ معلم مشوش بود .

6ـ به زبان تازي گفتم .

7ـ پرندگان از مواهب طبيعت برخوردار مي شوند .

8ـ زيب از بنفشه دارد و از ناز بوي ، بوي

پ) دانش هاي ادبي (3 نمره)

1ـ در جمله ي « نه هر كه به قامت مهتر به قيمت بهتر » چه آرايه‌اي به كار رفته است ؟

2ـ در ادبيات غرب به نمايشي كه تصوير ناكامي اشخاص برجسته است . . . . . مي‌گويند .

3ـ دو موضوع قالب چهار پاره را نام ببريد ؟

4ـ غزل اجتماعي در چه دوره‌اي در ايران رواج يافت ؟ يك شاعر از اين دوره نام ببريد .

5ـ دو ويژگي مهم شعر سهراب سپهري را بنويسيد ؟

6ـ پديدآورندگان اين آثار را بنويسيد .  الف) بحر در كوزه            ب) نواي كوهسار

7ـ در بيت زير « مشبه » و « مشبه به » را مشخص كنيد .

ز سم اسب مي چرخيد بر خاك         به سان گوي خون آلود ، سرها

 

ت) درك مطلب (4 نمره)

ـ با توجه به شعر و متن زير به پرسش‌ها پاسخ دهيد :

الف) من تفنگم در مشت / كوله بارم بر پشت / بند پوتينم را محكم مي بندم / پسرم مي پرسد : / تو چرا مي جنگي ؟ / با تمام دل خود مي‌گويم : / تا چراغ از تو نگيرد دشمن .

1ـ « بند پوتينم را محكم بستن » كنايه از چيست ؟

2ـ منظور شاعر از « چراغ » چيست ؟

 ب) : بار اول كه پيرمرد را ديدم در كنگره ي نويسندگي بود كه خانه ي فرهنگ شوروي در تهران علم كرده بود ؛ ديگر شعرا كاري به كار او نداشتند . من هر كه شاعر نبودم و توي جماعت برخورده بودم . به همين طريق بود كه دست آخر با حقارت زندگي هامان اخت شد . هم چون مرواريد در دل صدف كج و كوله اي سال ها بسته ماند .

3ـ منظور نويسنده از « پيرمرد » كيست ؟

4ـ « علم كرده بود » يعني چه ؟

5ـ « توي جماعت بر خورده بودم » به چه معناست ؟

6ـ نويسنده ي اين متن كيست ؟

7ـ منظور نويسنده از جمله ي « هم چون مرواريد در دل صدف كج و كوله اي سال ها بسته ماند . » چيست ؟

8ـ در مصراع « چو رخت خويش بر بستم از اين خاك » ، « رخت بر بستن » كنايه از چيست ؟

ث) خود آزمايي (4 نمره)

1ـ مصراع « زمانه بيامد نبودش توان » يعني چه ؟

2ـ منظور از « گل هايي كه در نسيم آزادي مي شكفند » چيست ؟

3ـ مفهوم مصراع « بناي زندگي بر آب مي ديد » را بنويسيد .

4ـ چرا عليرضا قزوه نام سفرنامه ي خود را « پرستو در قاف » گذاشته است ؟

5ـ در بيت زير منظور از « مرغ اسير » چيست ؟

ناله ي مرغ اسير اين همه بهر وطن است           مسلك مرغ گرفتار قفس ، هم چو من است

6ـ در بيت زير از نظر شاعر « ديده ور » چه كسي است ؟

ولي با من بگو آن ديده ور كيست / كه خاري ديد و احوال چمن گفت

7ـ منظور از « لباس مي پوشد تا خود بپوشد » چيست ؟

8ـ مصراع « رانده ست جنون عشق از شهر به افسونم » ياد آور كدام داستان است ؟

ج) حفظ شعر (1 نمره)

جاهاي خالي را كامل كنيد .

1ـ فراش خزان ورق بيفشاند             . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

2ـ در آن نوبت كه بندد دست . . . . . . . به پاي سرو كوهي دام / كرم يادآوري يا نه ، من از . . . . . . نمي كاهم